|
|
|
|
|
پاسخ:
ذات حق تعالی زن و مرد را از جهت جسمی و روحی به گونه ای آفرید كه بدون هر یك نه پیدایش و بقای آنان امكان پذیر است و نه نیازهای جسمی و روحی هر یك، بدون دیگری به طور كامل بر آورده می شود و نه تكامل روحی و دینی هر یك به صورت فردی و اجتماعی امكان پذیر است. گویا هر یك پاره ای از یك موجود كامل اند و بدون هم ناقص و نسبت به هم مكمل اند[1].
اطاعت از شوهر در راستای اطاعت از خدابندۀ کامل و مؤمن بنده ای است که در مسیر اطاعت خدا بوده و از خداوند فر مانبرداری کند؛ به عبارت دیگر جایگاه و رتبۀ انسانی و ایمانی هر شخص بستگی به میزان اطاعت او از خداوند متعال دارد. از این جهت فرقی بین زن و مرد، بزرگ و کوچک (مکلف) نیست از نظر اسلام همۀ افراد جامعه دو دسته تکلیف دارند: فردی و اجتماعی.1. تکالیف و وظایفی که شامل عبادات و اخلاقیات فردی مثل نماز (فرادی) روزه، حج، راستی، صداقت و... می شود.2. این قسم که بیشتر اعمال بندگان و مکلفین را به خودش اختصاص می دهد شامل عبادات، معاملات، اخلاقیات که وظیفۀ شخص در قبال خانواده (اعم از فرزند، همسر، پدر، مادر و...) و بیرون از خانواده (مثل همسایه، دوستان، همکاران و...) را مشخص می کند، می شود.آن چه که مربوط به بحث ماست وظایفی است که همسران (زن و مرد) در قبال همدیگر دارند و آن وظایف را خدا برای انسان ها تعیین فرموده است بنا بر این انجام وظایف و تکلیف به اطاعت از خدا بر می گردد؛ مثلا اگر کسی به پدر و مادر مشرک و کافر خود خدمت کند و از ایشان (در غیر معصیت خدا) اطاعت کند این شخص قابل ستایش و تمجید است و عملش ستودنی است نه از آن جهت که از پدر و مادر کافر اطاعت کرده بلکه از آن جهت که در راستای اطاعت خدا گام برداشته و در جهت اطاعت از خدا از ایشان اطاعت نموده است بنابر این اگر زنی به خاطر فرمانبرداری از شوهرش قابل تمجید است می شود گفت که این به خاطر آن است که جامعۀ کوچک خانواده مثل سایر جوامع نیاز به مدیری دارد و خداوند برای ادارۀ جامعۀ خانواده او را انتخاب نمود "مردان، سرپرست و نگهبان زنانند"[2] که باید حرف آخر را بزنند. بر این اساس، اگر قیمومیت زندگی زناشوئی به مرد واگذار شده از آن روی است که قیام و دوام زندگی به این بستگی دارد و زن با اطاعت از شوهر (در حدی که شرع مشخص نموده) در حقیقت از خدا اطاعت نموده که این قابل تمجید و ستایش است. البته باید توجه داشت که از سویی، واگذاری مدیریت خانواده به مردان بر اساس مصالح و خصوصیاتی بوده است که در مردان وجود دارد و از سویی دیگر، وجود این ویژگی ها در مردان که موجب این حکم شده است دلیل برتری مردان بر زنان نیست.[3]به عبارت دیگر، خدای متعال با توجه به آفرینش زن و مرد و تفاوت های روحی و جسمی آن دو، حقوق و تكالیف[4] زناشویی و خانوادگی خاصی به صورت مشترك و خاص برای هر یك قرار داده است تا تأمین كنندۀ نیازهای دنیوی و اخروی هر یك به صورت كامل باشد.در زیر به برخی از این وظایف اشاره می شود:
وظایف زن و مرد در قبال هم دیگر الف. زن و مرد وظیفه دارند در زندگی مشترك خانوادگی و زناشویی، نسبت به هم خوش رفتار، خوش رو و خوش گو باشند و از هر گونه بدرفتاری، ترش روی و بدگویی دوری نمایند.ب. زن و مرد باید در پیشبرد و تحكیم زندگی خانوادگی، همكاری و همراهی داشته باشند و معیار این همكاری هم بنابر راهنمائی شرع و انتظار عرف، فرهنگ، زمان، مكان و موقعیت آن دو است. از باب نمونه، اگر عرف خانه داری، بچه داری، شیردهی بچه را به عهدۀ زن می داند و كارهای بیرون خانه را به عهدۀ مرد می داند، هر دو در این امور محوله، همكاری نمایند.ج. زن و مرد، هر دو موظف اند در حد توانایی و مقتضای عرف زمان و مكان و موقعیت در رشد و پرورش فرزند، کوشش نمایند.د. زن و مرد نباید رابطۀ نامشروع با فرد دیگری داشته باشند.
وظایف زن در قبال مرد الف. پذیرش ریاست شوهر: اگر در زندگی زناشویی و خانوادگی مشكلی و مسئله ای پیش آمد، حل آن با نظر نهایی شوهر است،البته این وظیفۀ شوهر، نباید خارج از حسن معاشرت و معاضدت، شرع و قانون باشد و باعث سوء استفادۀ شوهر شود .ب. تبعیت از مرد در محل اقامت و مسكن، مگر این كه این اختیار را شوهر به زن واگذار كرده باشد و یا خلاف شأن اجتماعی زن باشد و یا ضرر جانی و جسمی برای زن داشته باشد.ج. تبعیت از مرد، در خروج از منزل و ورود دیگران به منزل، در حد عرف، مگر این كه برای انجام تكالیف دینی مثل حج واجب و یا برای انجام مداوا، یا ماندن در خانه ضرر جانی، بدنی و شرافتی،برای زن داشته باشد.د. تبعیت از مرد در اصل شاغل بودن و نوع شغل، در صورتی كه خلاف انتظار عرف زمان، مكان و موقعیت و جنسیت زن باشد.ه. زن آرایش برای شوهرش نماید و برای غیر شوهرش بوی خوش استفاده نكند و الاّ نماز او مورد قبول واقع نخواهد شد.[5]
وظایف مردان در برابر زنان:1. رفتار نیكو با زنان:الف. دوستی با زنان از اخلاق انبیا بود.[6]ب. اظهار دوستی با زنان، هرگز از یاد آنان نمی رود.ج. گذشت و بخشش نسبت به زنان، اگر رفتار بدی را مرتكب شدند.د. خوش رویی و خوش رفتاری با زنان.ه. ترس از ذات حق تعالی كه مبادا، حق زن خود را به جا نیآورد.2. الزامات اخلاقیالف. نگاه به زن به عنوان گل باشد نه خدمت كار، تا طراوت و شادابی آن حفظ شود و كاری فراتر از حد متعارف، از زن خواسته نشود.ب. مشورت با زن در امور مهمۀ زندگی.ج. رعایت اخلاق و حقوق هم بستری با زن.3. وظایف مالی و پرداخت نفقه:الف. تهیۀ غذا، در حد متعارف زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.ب. تهیۀ پوشاك، در حد متعارف زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.ج. تهیۀ وسایل بیشتر و بهتر زندگی ، پوشاكی، خوراكی، به ویژه در ایام عید.د. تهیۀ وسایل آرایشی و تزیینی، در حد متعارف زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.ه. تهیۀ مسكن، در حد متعارف زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.و. تهیۀ لوازم منزل در حد متناسب زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.ز. تهیۀ خدمتكار، اگر شأن اجتماعی و خانوادگی زن اقتضا دارد یا اگر مریض است[7].اینها اجمالی از وظایف مشترک زن و مرد و وظایف اختصاصی هر کدام بود خداوند در قرآن می فرماید: "آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد(و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد[8]" و هر کدام از زن و مرد که بیشتر وظایفشان را انجام دهند، در حقیقت بیشتر از خداوند متعال اطاعت کردند پس از این جهت قابل تمجید و ستایش هستند و فرقی بین زن و مرد نیست.
------------ --------- --------- --------- --------- --[1] استاد مصباح یزدی، جزوۀ حقوق زن در اسلام، جلسۀ 209، ص 2096.[2] نساء 34.[3] نمایه: قرآن و قوامیت مردان بر زنان، سؤال 267 (سایت: ۱۸۸۱).[4] بقره،233؛ نساء،4؛ نحل، 72 و 21 ؛روم و آیات دیگر قرآن مربوط به حقوق و تكالیف زن و مرد. [5] حلیة المتقین، فصل 6، ص 76 – 79.[6] طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج 2،كتاب نكاح، ص 626.[7] اقتباس: نمایه: وظایف زنان در برابر مردان، سؤال 850 (سایت: ۹۲۵).[8] حشر 7.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:29 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب:
دينداري خانوادگي
رابطه میان معنویت و عبادت در ادیان مختلف همواره مورد توجه بوده است. گوردن اس. ويکفيلد در این کتاب سعی کرده است تا چگونگی این رابطه را در دین مسیحیت مورد بررسی قرار دهد. مراد از واژه لیترجی که نویسنده در این کتاب از آن استفاده کرده است، عبادت عمومي و گروهي است که هميشه عناصري از قبيل ستايش، توبه، دعاي خير و قرائت کتاب مقدس در آن حضور دارند اگرچه در طي نوشتار، اين واژه به معانی ديگر نيز به کار رفته است.ويکفيلد در پایان چنین نتیجه می گیرد:«در سرتاسر تاريخ بين معنويت و ليترجي داد و ستد برقرار بوده و گاهي نيز ميان آن دو تنش هايي به وجود آمده است. معنويت مي تواند منتقد نيرومند صورت هاي رسمي و الزامي عبادت باشد و با اين حال ليترجي را تحت تأثير خود قرار دهد، به طوري که مي توان گفت ليترجيِ امروز عبارت است از معنويت ديروز. اما ليترجي نيز مزيت بزرگ نگهداري حقايق ايمان مسيحي را دارا است، حقايقي که ممکن است در درون آن به وديعت سپرده شده باشند تا زمانشان فرا رسد.»
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:
● مقدمه مترجم
● ليترجي و معنويت
● ليترجي: معنويت مهار شده
● معنويت مبتني بر ليترجي
● کليساهاي ارتدکس
● چند نمونه غربي
● نماز روزانه
● مزامير داود
● دينداري خانوادگي
● معنويت بدون ليترجي
● گرايش هايي به عدم تعادل در ليترجي
● عيد تقديس مريم
● عشق به مريم
● کشيشان کلام الهي
● نتيجه |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:24 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
سوال:
اکنون در جامعۀ ما معنویت بدون دین از طریق برخی کتاب ها ترویج می شود، این افراد (spirituals) با بررسی دین های مختلف بدون پیروی از دین خاصی بر اساس حکم عقل خود تصمیم می گیرند. اولا خوشحال می شوم دلایلی برای رد این روش بیان کنید، ثانیا من فردی را می شناسم که قبلا شیعه بوده و اکنون نیز حتی به اسلام، قرآن و آخرت ایمان دارد ولی بر اساس این روش عمل می کند. اگر ممکن است کتابی را معرفی کنید که مطالعۀ آن احتمالا در هدایت اینگونه افراد تاثیر داشته باشد. (البته فرد مذکور نمی تواند متون فارسی و عربی را مطالعه کند. ترجیحا کتاب انگلیسی یا فرانسوی باشد). |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:33 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
پاسخ:
برای روشن شدن پاسخ ابتدا باید معنويت را تعریف کنیم و سپس با بیان ويژگيهاى معنويت نوين، فرق بین معنویت دینی و غیر دینی را روشن نمائیم.معنويت در لغت لاتين (Spirituality) به معناى تنفّس است و به تنفّس زندگى اشاره دارد. به اين معنا كه با معنويت، قلب خود را بگشاييم و ظرفيت تجربه عظمت، تقدّس و سپاسگزارى را در خود پرورش دهيم، اندوه زندگى را حس كنيم، شور و شوق وجود را بشناسيم و خود را تسليم حقيقتى كنيم كه والاتر از ماست.[1]به نظر رسد اين تصوير از معنويت با تصوير معنويت در ذهن ما به عنوان یک مسلمان بسیار متفاوت است. در تلقى ما معنويت ارتباط تنگاتنگى با دين دارد. و دين، مجموعه اى از معارف است كه از حقايقى ماوراى عالم مادى سخن مي گويد؛ حقايقى كه بر اساس آن، انسان در نظام خلقت، جايگاه خاصى دارد و بايد براى حفظ آن جايگاه خاص، مسير ويژه اى را طى كند و اين مسير، رفتارهاى خاصى را مي طلبد. پس بايد كارهايى را انجام دهد و كارهايى را ترك نمايد.معنويت نوين دارای ويژگي هایى است که تمایز آنرا از معنويت دينى کاملا روشن می سازد:1- در چارچوب دين، «معنويت»، یک امرى ذهنى، خيالى و حاصل از احساسات سرشار انسانى نسبت به واقعيات مادى نيست؛ بلكه احساسى است كه انسان نسبت به حقايقى كه در افقى بالاتر از عالم ماده قرار گرفتهاند، پيدا مي كند؛ حقايقى كه وجود دارند و بر عالم، تأثير مي گذارند. ولى در معنويت نوين، به هيچ وجه، بحث «حقيقت» در ميان نيست، هرگونه تجربه عاطفى يا هيجانى شديد نسبت به هر موضوعى مي تواند معنويت به حساب آيد. مهم، اين است كه شما برانگيخته شوید، احساس اوج و تعالى نمايید و يا به اصطلاح، سرشار از حسّ عظمت گردید. چنين است كه يك قطعه موسيقى، يك شعر عاشقانه و حتى شكوه يك نمايش آيينى مىتواند شما را در فضايى معنوى پرواز دهد.2- در معنويت نوين، اثرى از «تكليف» نيست. شما مي توانيد با آغوش باز به سراغ هرگونه تجربه اى برويد؛ تجربهاى كه مي تواند آن نقطه «اوج» را براى شما به ارمغان بياورد. ولى در معنويت دينى، تجربه معنوى، تنها در چارچوب و ضوابطى خاص ميسّر است. اصلاً بعضى از تجارب معنوى تنها زمانى حاصل می شوند كه شما از بسيارى از تجارب ديگر، چشم پوشى نماييد. تجربه يك گناه، قطعاً احساس لطيف معنوى يك «حضور» در نماز را لكّه دار می كند[2].آنچه مطلوب ماست و دین در آن نقش اساسی دارد معنويت دینی است نه معنویت نوین و به دلایلی که ذکر خواهد شد معنویت نوین نمی تواند پاسخ گوی نیازهای روحی انسان باشد.البته منظور ما از معنويت دینی، معنويت دین اسلام است. ما از ديني صحبت ميكنيم كه در آن، عقلانيت، معنويت و عدالت در كنار هم جمع شدهاند. اما عقلانيت ما با راسيوناليسم الحادي غرب متفاوت است. عقلانيت ما در زير سايه وحي و در كنار آن است. عدالت ما با شريعت الهي چفت شده است و ناقض شريعت نيست. حقوق بشر و اومانيسم ما، حقوق بشر و اومانيسمی است كه براساس توحيد است، نه براساس ماترياليسم و الحاد. معنويت اسلام نه از نوع معنويت بودايي است كه هيچ ارتباطي به زندگي عيني نداشته باشد، و نه امري حاشيهاي و سليقهاي از نوع معنويت و عرفان آمريكايي است كه مثل يك سرگرمي با ال. اسي. دي و ماري جوانا تامين ميشود.از طرف دیگر معنویت پاسخی است به نیازی که انسان در خود احساس می کند و این جاست که ما باید دست به انسان شناسی و شناخت نیازهای واقعی و اصیل او بزنیم و بیان کنیم که آیا معنویت نوین می تواند این نیازهای واقعی انسان را اشباع نماید یا نه؟ آیا انسان قادر است بدون کمک دین و تنها با عقل خود به نیازهایی خود واقف گردد و برنامه ای برای تامین آن پی ریزی نماید؟از دیدگاه اسلام انسان موجودی دو بُعدی (روحانی و جسمانی) است که غایت خلقت او در دنیای مادی، غایتی مقدس است. این موجود شریف حدوثاً و بقائاً به خداوند غنیّ بالذّات وابسته است. یعنی در دستگاه شريعت الهي كه طرح حيات زميني براي انسان است، انسان هويتي دارد كه داراي درجات و مراتب است، يك مرتبه از اين واقعيت مرتبه ناسوتي اوست كه همان بدن خاکی و كالبد آدمي است، امّا مراتب گسترده و حقايق وسيعي كه درجات هويت انسان را مي سازد در پشت پرده بدن ناسوتي است و تحت عنوان «من» از او نام برده می شود. كه همان نفس ناطقه يا روح غيبي است، به چشم وحي و عقل، اين «من» انساني همان هويت اصلي او را تشكيل می دهد و ابزار تكامل آن، همان ارتباطاتي است كه انسان با بدن و عالم خارج دارد. تمام ادراكات و تحريكاتي كه در انسان تحقق پيدا كند در عالم انساني بوسيله «من» است و بدن حكم ابزار و آلت تصاعد و تكامل آن هويت انساني را دارد.قرآن حقيقت روح، را يك واقعيت امري یعنی از امر و ملكوت عالم می داند و راجع به اين «من» انساني مي فرمايد: «يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربي»[3] گويند كه روح چيست؟ بگو روح از امر پروردگار من است. اين امر چيست؟ قرآن مي فرمايد: «انما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون»[4] يعني امر خداوند، وجودي است، كه تدريج در آن راه ندارد، نياز به زمان ندارد و يك واقعيت فرا زماني است، يعني همين كه خداوند اراده كرد، تأخير ندارد، اراده او همان، و وجود آن همان، يك موجودي است از جنس ملكوت و سرمدي است و نه از ملك هستي و از واقعيت طبيعي.بر این اساس در شناخت آفریده هایی مثل انسان و نیازهای او، باید تعالیم آفریدگار را مورد توجه قرار داد در غیر این صورت، فرآیند انسان شناسی به انحراف و گمراهی کشیده می شود و شناخت نیازها و روش ها و ابزارهای پاسخگویی به این نیازها نیز با مشکل روبرو خواهد شد.حال آیا عقل می تواند بدون کمک گرفتن از دین حق که تنها یکی بیش نیست[5] برای نیازهای معنوی انسان برنامه بدهد و قوانینی را عرضه کند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت: گرچه دین اسلام تامین برخی از نیازهای انسان را به عقل و تجربه واگذار کرده است.[6] اما در جای خود ثابت شده است[7] که انسان با تعریفی که از آن ارائه شد اولا در کشف تمام نیازهای اصیل و واقعی و تمییز نیازهای اصلی و فرعی توانمند نیست و در این مقوله به دین نیاز دارد.[8] وثانیا ابزارهاى موجود بشر از برآورده كردن نيازهاى انسان عاجزند، لذا دين بايد پا به عرصه وجود گذارد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:32 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
آقا میرزا هادی واعظ خراسانی از عالم بزرگوار جناب حاج آقا محسن سلطان آبادی نقل فرمودند که: یک سال از طریق شام(سوریۀ فعلی) با شتر به حج بیت ا... الحرام مشرف شدم. در یکی از منازل، قافله چند روزی معطل شد در این مدت دیگر سینه ام تنگ شد و حوصله ام سر رفت. از اهل آنجا سؤال کردم که در این آبادی عالمی هست که با او مأنوس شوم؟ گفتند: از علمای جعفریه(شیعه) کسی نیست، ولی عالمی از علمای اهل سنت هست و اسم او را ذکر کردند. گفتم باکی نیست، با او مأنوس می شوم و مذاکرۀ علمی می نمایم. لذا نزد او رفتم، وقتی وارد شدم دیدم مشغول تدریس است، او هم تا مرا دید نهایت اکرام و احترام را معمول داشت و در صدر مجلس جایم داد و به شاگردانش گفت: امروز به احترام این سید درس را ترک می کنیم. وقتی شاگردان رفتند سؤال کردم: آیا این اکرام و تعظیم مخصوص من بود یا هر کس بر شما وارد شود اینگونه او را محترم می شمارید؟ گفت: نه مخصوص شما نیست، بلکه هر کس که مثل شما فاطمی(سید) باشد او را اینطور احترام می کنم. از مذهبش سؤال کردم، گفت: من جعفری مذهب هستم. گفتم: پس چگونه برای اینها تدریس می نمایی؟ گفت: من از اهل این قریه هستم و تقیه می نمایم. از سبب تشیعش سؤال کردم. گفت: من همیشه در دو مطلب تفکر می کردم، یکی این که شیعه می گویند:« علویین بر حق می میرند» در حالی که می دیدم، بسیاری از آنها از اشرارند و به آن حال می میرند و مسئلۀ دوم این که آنها قائل به امام غائبی هستند که کسی او را نمی بیند، پس فایدۀ همچون امامی چیست؟ خلاصه در همین حالت بودم تا حج مشرف شدم. در آن زمان حاکم مکه- شریف حسین(1) - مریض بود. به نزد او رفتم، اهل او تنهایش گذاشته بودند، چون مرضش مسری بود و همه از او اجتناب می کردند. اتفاقا وقتی رسیدم که در حال جان کندن بود، ناگاه سیدی نورانی وارد شد و به او شهادتین و نام های ائمه(ع) را تلقین کرد. شریف حسین همان وقت وفات کرد. در این جا آن سید رو به من نمود و فرمود:«عاقبت اولاد فاطمه علیها سلام اینطور می شود و به این شکل امام غائب فایده دارد.» و از دیدگانم غائب گردید. بعد از مشاهدۀ این جریان از آن محل بیرون آمدم ولی هیچ کسی را از وفات شریف آگاه نکردم که مبادا یک وقت مرا به قتل او متهم کنند، اما همین که به منزل رسیدم سرو صدا و شیون خانواده و بستگانش به عزا بلند شد.اینجا بود که من صحت نسب شریف را فهمیدم و حال اولاد حضرت فاطمۀ زهرا(ع) در وقت مردن و فایدۀ وجود امام غایب را دانستم.(2)پی نوشت: 1- حاکمان مکه در زمانهای گذشته همگی از سادات و ذرای حضرت فاطمه زهرا(س) بوده اند.2- پرسش های علما و مردم و پاسخ های امام زمان(ع)، ص11؛ ره جویان معرفت، ص8 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:31 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
زشتروئی در آئینه بزشتی خود مینگریست و میگفت : سپاس خدایرا که مرا صورتی نیکو بیافرید . غلام او ایستاده بود و سخن اربابش را شنید و چون از نزد ارباب بیرون شد ، در بیرون خانه کسی از احوال صاحبش پرسید . غلام گفت : در خانه نشسته است و بر خدا دروغ می بندد .!!! ع- زاکانی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:29 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
شخصی از مراسم تدفین سومین همسر دوستش به خانه برگشت .زنش گفت : مرد چرا اینقدر متاثری ؟ مرد گفت : چرا نباشم ؟ زیرا رفیقم تا کنون مرا سه بار به چنین مراسمی دعوت کرده ، در حالی که من تا کنون نتوانسته ام حتی یکبار از او چنین دعوتی بکنم !! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:28 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
با توجه به فرارسیدن ایام انتخابات مجلس هشتم و ضرورت بررسی کارنامه عملکرد نمایندگان مجلس هشتتم به منظور انتخاب اگاهانه افراد، جنبش عدالتخواه اقدام به انتشار بخشی از کارنامه عملکرد نمایندگان مجلس هفتم نموده است. آنچه مبنای استخراج این کارنامه قرار گرفته است، متن مشروح مذاکرات صورت گرفته در مجلس است که در سایت رسمی مجلس شورای اسلامی منتشر شده و در دسترس است.در تنظیم این جداول، دانشجویان فراوانی ساعتهای متمادی وقت صرف کرده اند، لذا با وجود دقت و نظارت صورت گرفته، احتمال خطای انسانی در جمع آوری و تنظیم نهایی این آمارها وجود دارد که در همین جا از کسانی که احتمال میرود حقوق ایشان بطور کاملا دقیق رعایت نشده است عذرخواهی میکنیم. لازم بذکر است این آمارها بطور کمی و تقریبی، بیان کننده عملکرد و نظم نمایندگان و التزام حقیقی ایشان به عهدی است که با مردم بسته اند. بدیهی است موارد ذکر شده در این جداول برای ارزیابی نهایی عملکرد یک نماینده اگرچه لازم باشد اما کافی نیست باید اطلاعاتی از جمله کیفیت حضور و عملکرد نمایندگان در کمیسیونهای تخصصی، هیئتهای تحقیق و تفحص، پیشنهادات و طرحهای ارائه شده توسط نمایندگان و... را نیز به موارد موجود اضافه کرد که البته نیاز به کار گسترده تر و اطلاعات وسیع تری دارد. در استفاده از این آمارها چند نکته را باید در نظر گرفت:• کارنامه موجود، عملکرد نمایندگان تا انتهای مهرماه سال جاری، یعنی جلسه 367 ام را مورد بررسی قرار داده است. • برخی از نمایندگانی که عملکردشان در آمارها آمده، تنها در بخشی از مدت زمان مورد بررسی در مجلس بوده اند. از جمله این افراد باید به کسانی که در انتخابات میان دوره ای به مجلس راه یافته اند، فوت شده ها، و نمایندگانی که بصورت سفیر و وزیر و.. به بدنه دولت وارد شده اند اشاره نمود.• در تنظیم جدول سوالات، آن دسته از سولاتی که بصورت دسته جمعی پرسیده شده اند محاسبه نشده اند. پرا که طراح اصلی شان مشخص نبوده. با توجه به آمارهای موجود و جداول تنظیم شده، براساس شاخص غیبت نمایندگان از حضور در صحن علنی، بی نظم ترین نمایندگان محمدهادی ربانی، احمد توکلی، سیدمجتبی مؤدبپور، شاپور مرحبا، و هوشنگ حمیدی به ترتیب با 45 و 40 و 39 و 38 و 36 جلسه غیبت بوده اند. این در حالیست که تعداد نمایندگان بدون غیبت تا انتهای مهر امسال به حدود سی تن میرسد. بر اساس شاخص تاخیر نمایندگان در حضور در صحن علنی، بی نظم ترین نمایندگان به ترتیب قیصر صالحی، سیدقباد مرتضویفارسانی، سیدمحمدجعفر ساداتموسوی، سیدحاجیمحمد موحد، محمدرضا امیرحسنخانی، کاظم جلالی، و حسین فداییآشتیانی با 7218 و 6248 و 4700 و 4189 و 3807 و 3775 و 3678 ساعت تاخیر بوده اند. این در حالیست که برای بیش از ده تن از نمایندگان هیچ تاخیری ثبت نشده که البته در مواردی بدلیل مسئولیت رسمی ایشان در مجلس بوده است؛ و برخی دیگر از جمله دکتر سبحانی، اکبر اعلمی و حسن کامران کمتر از بیست دقیه تاخیر داشته اند. بر اساس شاخص سوال از وزرا، اکبر اعلمی منتقدترین و پرسشگرترین نماینده مجلس هفتم بوده است که تا مهر امسال، 50 سوال مختلف از وزرا پرسیده است. پس از وی ایرج نديمي، داريوش قمري، موسي¬الرضا ثروتي و بیژن شهبازخاني به ترتیب با 18 و 14 و 13 و 13 سوال قرار دارند. بر این اساس تنها 170 نماینده تاکنون اقدام به طرح سوال از وزرا نموده اند و بقیه نیز گویا هیچ نقطه ابهامی در این زمیته نداشته اند! از میان سوال کنندگان نیز 74 نماینده تنها یک بار سوال پرسیده اند. رکورد مدت زمان ميان اعلام وصول سوال و طرح آن در صحن علنی 240 روز میباشد! همچنین وزارتخانه های کشاورزی، کشور و نیرو با 80 و 70 و 53 سوال بیش از سایر وزارتخانه ها مورد پرسش واقع شده اند. و وزارتخانه های تعاون، کار و رفاه به ترتیب با 1 و 1 و 5 سوال کمتر از دیگران مورد سوال نمایندگان بوده اند که خود تا اندازه ای نشان دهنده حساسیتها و نیز نقاط ابهام نمایندگان میباشد. البته ملاک مهمی که در مورد اهمیت سوالات مطرح شده قابل استفاده است ملی بودن یا منطقه ای بودن سوال است در وقت مقتضی قابل بررسی است.امید است اطلاعات منتشر شده در "عدالتخواهی" بتواند در ارزیابی دقیقتر از مجلس هفتم و انتخاب کاندیداهای اصلح، به مردم کمک کند. بزودی بخش دوم کارنامه عملکرد نمایندگان که شامل تذکرات نمایندگان به مسئولین کشوری است منتشر میشود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:27 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم را هاله ي مهتاب كردم....صداي لحظه ها را خواب كردم....به ياد چشمهايت نازنينم....تمام آسمان را قاب كردم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:21 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
این روزها آنقدر تعداد رژیم های غذایی که در کتاب ها و یا بر روی سایت های اینترنتی وجود دارند، زیاد شده اند که به سختی می توان از میان آنها یکی را انتخاب کرد. ما نمی خواهیم بگوییم که در هنگام رژیم باید از چه غذاهایی استفاده کنید؛ بلکه قصد داریم تا شما را با غذاهایی آشنا کنیم که باید حتی الامکان در هر نوع رژیمی از آنها پرهیز کنید.برای انتخاب بهترین رژیم غذایی ابتدا باید ببینید که کدامیک از برنامه های غذایی با نحوه زندگی و سلایق شخصیتان هم خوانی دارند. همچنین استفاده از مواد "طبیعی" ( باز هم تاکید می کنم: طبیعی نه مصنوعی) از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشد. همه ما از چیزهایی خوشمان می آید و برخی چیزها را دوست نمی داریم.... و بسیاری از این خوش آمد ها و نیامد ها از زمان کودکی به همراه ما هستند. امروزه دنیای تبلیغات و تجارت غذا و نوشیدنی مشکل اساسی به نام "چاقی" را به وجود آورده اند، درست همانطور که کارخانه های تولید توتون و تنباکو دلیل اصلی ایجاد سرطان ریه هستند! زمانی که در رژیم هستید و قصد دارید وزن خود را کاهش دهید، باید از انتخاب های همیشگی زیر خودداری نمایید.
هر نوع فراورده مصنوعی. هر غذایی که طی فرایند های شیمیای و صنعتی درست شده باشد. این محصولات شامل افزودنی ها و مواد شیمیایی هستند که روند طبیعی گوترش را با اختلال مواجه می سازند. برای مثال می توان به تما کنسروها و غذاهایی که برای مدت زمانی بیشتر از یک ماه در سوپر مارکتها سالم می مانند، اشاره کرد.
هر نوع غذای چربی دار. این نوع غذاها شدید ترین آسیب ها را به بدن وارد می آورند. زمانیکه گرسنه هستید آنها را با اشتهای زیاد و به سرعت می خورید. متاسفانه این نوع غذاها دارای ترکیباتی هستند که بدن شما هیچ نیازی به آنها ندارد. از این نوع مواد می توان به چربی های ترانس بالا که در نوشابه های گازدار دیده می شوند اشاره کرد. این نوع نوشابه ها شامل مقادیر زیادی پروتئین و کربوهیدرات نیز می باشند، در ضمن سرشار از کالری نیز هستند. یک وعده معمولی "فست فود" در حدود 1000 کالری بیش از سایر وعده های غذایی در بردارد و پس از گذشت 2 ساعت نیز مجددا احساس گرسنگی در شما ایجاد می کند.
هر غذای سرخ شده. این موارد شامل سیب زمینی سرخ کرده معروف و گوشت و مرغ سرخ کرده می شود. برخی از شیرینی ها نیز شامل این گروه می شوند به ویژه شیرینی های شرقی. این مواد رژیم غذایی را از بین میبرند، باعث ترشح بیش از اندازه انسولین می شوند، و هیچ راهی برای کاهش وزن باقی نمی گذارند.
انواع چربی های چند اشباعی و روغن های حیوانی. ما نمی گوییم که چربی را به طور کامل از رژیم غذایی خود حذف کنید، بلکه فقط باید انتخاب صحیحی از آنها داشته باشید. می توانید انواع مناسب آنها را در ماهی، برخی از سبزیجات، و برخی فراورده های لبنی ( که دارای امگا 3 می باشد) دریافت کنید. آرد سفید. هیچ خاصیت خوبی در این ماده وجود ندارد. باید توجه داشته باشید که آرد گندم و غلات با آرد سفید تفاوت های اساسی دارند. می توانید هر چقدر که می خواهید از این دو مورد مصرف نمایید، اما نباید از آرد سفید استفاده کنید. آرد سفید از جمله مواد غذایی است كه باعث ایجاد ناهماهنگی در سیستم گوارشی شما می شود. کارخانه های آردسازی به این دلیل دست به تولید یک چنین آردی زدند که هیچ گاه خراب و یا فاسد نمی شود؛ اما حشره ها هم می دانند که کدامیک بهتر است، آنها هیچ گاه وارد آرد سفید نمی شوند و ترجیح می دهند همیشه به آرد غلات حمله کنند.
شکر سفید. این ماده برادر زاده همان کربوهیدراتی است که در بالا به آن اشاره شد و دارای هیچ گونه ارزش غذایی خاصی نمی باشد. جایگزین های بسیار زیادی برای آن وجود دارد که از جمله آن می توان به شکرهای طبیعی اشاره کرد که مانند خودتان طبیعی هستند.
مایونز و مشتقات آن. هر چند خیلی خوشمزه هستند و غذاها را نیز بسیار خوشمزه می کنند، اما تحت تاثیر فرآیند های شیمیایی بسیار زیادی قرار می گیرند و با ارزانترین و بی کیفیت ترین روغن ها تهیه شده و حاوی مقادیر زیادی نگهدارنده می باشد. مایونز دارای تخم مرغ هم هست، و به این دلیل که برای مدت زیادی در قفسه های سوپر مارکت باقی می ماند، دارای هیچ گونه خواصی نبوده و برای هیچ گونه رژیم غذایی مناسب نمی باشد. البته میتوانید هر چند وقت یکبار میزان بسیار کمی از آنرا استفاده نمایید.
نوشیدنی های کافئین دار. این نوشیدنی ها شامل قهوه، چای سیاه، نوشابه های گازدارد، شکلات و نوشیدنی های انرژی زای جدید که در سوپر مارکت ها و باشگاههای وزشی به چشم می خورند، می باشد. کافئین (و مواد شیمیایی مشابهی که در چای و شکلات دیده می شوند) متابولیسم بدن را با اختلال مواجه کرده و فرایند هر گونه رژیم غذایی و کاهش وزن را با مشکل و اختلال مواجه می سازد.
غذاهای بسیار زیادی هستند که باید از آنها اجتناب کرد و از سوی دیگر موادی هستند که باید از آنها استفاده کرد، اما لیست بالا معمولاً مورد توافق بیشتر متخصصان است. اگر رژیم نداشته باشید، می توانید از غذاهای ذکر شده استفاده کنید، اما باید به خاطر داشته باشید که یک زمانی رژیم گرفته اید و با مصرف این غذا ها دو مرتبه اضافه وزن پیدا می کنید و ممکن است تمام زحمت هایتان به فنا رود . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 14:32 توسط علي
|
|
||